عنوان ماهیت پروژه های فناوری اطلاعات (3)
نوع منبع مقاله
گروه سایر
تاریخ انتشار ۳۱ / ۰۲ / ۱۳۹۵
خلاصه معمولا ، شروع یک پروژه با یک ایده آغاز می گردد که دارای ظرفیت و یا پتانسیل لازم جهت خلق ارزش برای یک سازمان است . شکست در تحقق یک ایده ریشه در مدیریت ناموفق یک پروژه دارد . موفقیت پروژه به شناخت عمیق ماهیت و یا جنس پروژه بستگی دارد . اجرای موفقیت آمیز هر پروژه ، زمینه را برای بروز تغییرات در یک سازمان فراهم می نماید و انجام موفقیت آمیز هر سفر تغییر بدون وجود یک زبان مشترک امکان ندارد. از این رو ، آشنایی لازم با ماهیت پروژه های فناوری اطلاعات یک فرض همیشگی برای تمامی کارشناسان و علاقه مندانی است که دل در گرو فعالیت در این عرصه وسیع را دارند و قصد دارند از فناوری اطلاعات به عنوان یک ابزار شتاب دهنده جهت نیل به موفقیت در کسب و کار خود استفاده نمایند و یا ستون های کسب و کار خود را بر روی فونداسیون فناوری اطلاعات قرار دهند .

 در بخش اول ضمن تاکید بر ضرورت همسویی استراتژی فناوری اطلاعات  و یا  داده با استراتژی سازمانی به این نکته مهم اشاره گردید که ماحصل تدوین استراتژی فناوری اطلاعات و یا داده ، مشخص شدن مجموعه ای از پروژه ها است که با قرار گرفتن در سبد پروژه های استراتژیک ، قرار است یک سازمان را از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب در یک بازه زمانی تعریف شده و بر اساس یک نقشه راه مشخص برساند . در بخش دوم ، ضمن تمرکز بر روی  گزارشات  چندین گروه پژوهشی و تحقیقاتی  ، با وضعیت پروژه های فناوری اطلاعات در قالب مجموعه ای از آمار و ارقام آشنا شدیم . آن چه مسلم است این که ، ما همچنان با یک بحران جدی به منظور اجرای موفقیت آمیز پروژه های فناوری اطلاعات مواجه هستیم .  همچنین ، بین اندازه یک پروژه فناوری اطلاعات و احتمال موفقیت آن ، یک رابطه معنی دار وجود دارد و همزمان با بزرگ تر شدن پروژه ، احتمال شکست و یا چالش آن بیش تر خواهد شد . در ادامه برای دستیابی به یک خط کش اندازه گیری صحیح از میزان موفقیت ،  با معیارهای ارزیابی موفقیت یک پروژه فناوری اطلاعات آشنا شدیم . زمانی که نتوانیم بر روی واژه های کلیدی یک زمینه خاص به توافق برسیم و یک زبان مشترک را ایجاد نماییم ، بحث بر روی آن زمینه بخصوص با هدف رسیدن به یک درک مشترک راه به جایی نخواهد برد . واژه موفقیت در مقوله مدیریت پروژه  از جمله این واژه های کلیدی است .
در این بخش ، به بررسی مهم ترین دلایل شکست پروژه های فناوری اطلاعات که می توان آنها را در چهار گروه افراد ، فرآیندها ، فناوری و سازمانی تقسیم کرد ، خواهیم پرداخت . همچنین به این نکته اشاره خواهیم کرد که برای بهبود احتمال موفقیت یک پروژه فناوری اطلاعات از چه رویکردهایی می توان استفاده کرد .

علل شکست پروژه های فناوری اطلاعات
شاید یکی از دلایل نرخ بالای آمار شکست پروژه ها در گزارشاتی که منتشر می شود ، تعریفی است که در آن گزارشات از یک پروژه موفقیت آمیز و یا یک پروژه شکست خورده ارایه می گردد . به هر حال تمامی مطالعات انجام شده دارای نقاط قوت و ضعف مختص به خود می باشند .با این که به باور بسیاری از کارشناسان ، نرخ موفقیت پروژه های فناوری اطلاعات نسبت به گذشته بهتر شده است ولی همچنان انتظار بهبود آن وجود دارد .  برای چرایی عدم موفقیت پروژه های فناوری اطلاعات می توان به  دلایل متعددی اشاره کرد . یک پروژه با وجود صرفا یک مشکل به شکست منجر نمی شود و ممکن است دلایل متعددی در این خصوص وجود داشته باشد . در شکل 1 ، مهم ترین دلایل شکست پروژه های فناوری اطلاعات که در چهار گروه افراد ، فرآیندها ، فناوری و سازمانی تقسیم شده اند ، نشان داده شده است . 

  مهمترین دلایل شکست پروژه های فناوری اطلاعات
شکل 1 : مهمترین دلایل شکست پروژه های فناوری اطلاعات
  • افراد (People ) :  افراد ذینفعان یک پروژه می باشند و ذینفعان می توانند دارای نقش ها و علایق متنوع در موفقیت و یا شکست یک پروژه  باشند . حمایت مستمر مدیریت عالی سازمان و یا مدیران ارشد اجرایی ، یکی از مهمترین معیارهای موفقیت یک پروژه است . این حمایت ، جنبه حیاتی دارد چراکه به کمک آن امکان جذب منابع خصوصا منابع مالی در مدت زمان اجرای پروژه ، فراهم می گردد . مدیران ارشد نیز با حمایت مستمر خود می توانند شرایط روحی و هیجانی مناسبی را برای تیم پروژه فراهم نمایند و بسیاری از مشکلات را که ممکن است در زمان اجرای پروژه بوجود آید ، برطرف نمایند . کاربران ر ا می توان به عنوان مشتری پروژه در نظر گرفت . در واقع ، کاربران از ذینفعان مهم پروژه محسوب می گردند که می بایست درگیر تصمیم گیری های مهم در مدت زمان اجرای پروژه گردند ، چراکه ممکن است آنها دارای دانش ارزشمندی از کسب و کار و فرآیندها باشند که عموما توسط افراد فنی دیده نمی شود . ارتباط نزدیک کاری بین کاربران و پیاده کنندگان فرصت شناخت بهتر از فرصت های کسب وکار و همچنین آشنایی با محدودیت های فناوری را فراهم می نماید . درگیر کردن کاربران غیرموثر می تواند یک پروژه را به سمت از دست دادن فرصت ها و یا انتظارات غیرواقعی هدایت نماید. ارتباطات ضعیف ، عدم داشتن افراد مناسب با مهارت های مورد نیاز ، تجارب مرتبط و قدرت تصمیم گیری  در تیم پروژه ، می تواند درشکست یک پروژه تاثیرگذار باشد . همچنین ، عدم تعریف دقیق و شفاف نقش ها به همراه مسئولیت ها و پاسخ گویی می تواند اجرای یک پروژه را دچار اختلال نماید و راه را برای شکست پروژه هموار نماید .
  • فرآیندها (Processes): برای اجرای موفقیت آمیز یک پروژه به مجموعه ای از فرآیندهای مدیریت پروژه و یا ایجاد محصول نیاز است . فرآیندهای مدیریت پروژه ، اهداف و رویه های مناسب جهت ایجاد یک طرح واقعی پروژه را ارایه می نمایند . فرآیندهای محصول بر روی محصول جدید و یا سیستمی که باید طراحی، ایجاد ، تست و پیاده سازی گردد، تمرکز دارند.در صورت عدم تعریف فرآیندهای مورد نیاز و یا عدم پایبندی در اجرای فرآیندهای موجود، سطح کیفی راه حل ارایه شده کاهش یافته و ارزش مورد انتظار و پایبندی به زمانبندی ، بودجه و اهداف کیفی محقق نخواهد شد .  در صورت عدم تعریف دقیق و شفاف  نیازها ، این احتمال وجود خواهد شد که ضمن افزایش حجم کارها ، نتوان به خروجی مورد نظر دست یافت و در عمل با اجرای ضعیف پروژه مواجه  گردید . 
  •  فناوری (Technology): تنها سه درصد از شکست پروژه های فناوری اطلاعات مربوط به چالش ها و مسائل فنی است . این که در هر پروژه ای از چه فناوری استفاده گردد بسیار حائز اهمیت است و همواره این ریسک وجود دارد که از یک فناوری منسوخ ، تایید نشده و غیرسازگار برای ایجاد محصول پروژه ، فرآیند و یا سیستم استفاده شود . حصول اطمینان از این موضوع که فناوری انتخابی قابلیت رشد و توسعه ، انسجام ، نگهداری و پشتیبانی مناسب را دارا می باشد، یک نکته بسیار حیاتی است . مهم این است که در هر پروژه از ابزار مناسب برای کار استفاده شود و ایجاد محصول ، فرآیند و یا سیستم با مانع سختی به نام فناوری مواجه نگردد .
  • سازمان (Organization) : نقش یک سازمان خصوصا قابلیت ها و فرهنگ آن در اجرای موفقیت آمیز یک پروژه فناوری اطلاعات بسیار حائز اهمیت است . مشکلات و مسایل سازمانی می تواند هدایت گر یک پروژه به سمت شکست باشد . این که تا چه میزان انتخاب و اجرای یک پروژه ، همسو با استراتژی سازمانی است ، از دیگر نکات مهم و تاثیر گذار بر روی شیوه انتخاب و اجرای یک پروژه فناوری اطلاعات می توان به مواردی نظیر سرمایه گذاری  بر روی پروژه ای که متاثر از استراتژی سازمانی نباشد ، رقابت برای اخذ بودجه برای اجرای یک پروژه با نگرش جزیره ای در یک سازمان ، عدم داشتن یک برنامه سازمانی برای آمادگی ذینفعان جهت تغییرات سازمانی برنامه ریزی شده پروژه  به منظور پیشگیری از هدر دادن فرصت ها به دلیل بروز مشکلات و مقاومت از سمت ذینفعان ، اشاره کرد  .
 بهبود احتمال موفقیت 
چگونه می توان شانس موفقیت پروژه های فناوری اطلاعات را بهبود داد و از تکرار اشتباهات گذشته پیشگیری کرد؟ در ادامه به چهار رویکرد مهم در این خصوص اشاره می شود. شکل 2 ، رویکردهای مختلف جهت بهبود احتمال موفقیت پروژه های فناوری اطلاعات را نشان می دهد .

 رویکردهای مختلف بهبود احتمال موفقیت پروژه های فناوری اطلاعات
شکل 2 : رویکردهای مختلف بهبود احتمال موفقیت پروژه های فناوری اطلاعات
  • یک رویکرد ارزش محور : پروژه های فناوری اطلاعات می بایست ارزشی را برای سازمان تولید نمایند . تعداد بسیار زیادی از افراد و سازمان ها موفقیت پروژه  را در تکمیل آن در زمانبندی تعریف شده به همراه بودجه تعیین شده تعریف می نمایند . با این که زمانبندی و بودجه حائز اهمیت می باشند ، آنها تعاریف کاملی برای موفقیت یک پروژه نمی باشند.مثلا در صورتی که یک سازمان تصمیم دارد که یک پکیچ مدیریت ارتباط با مشتریان (CRM) را در یک بازه زمانی هشت ماه و با بودجه معادل یک میلیون دلار در سازمان خود پیاده سازی و اجراء نماید ، اگر برای تکمیل پروژه به یک زمان کوتاه و یا یک بودجه اندک دیگر نیاز باشد ، آیا می توان گفت که این پروژه موفق نبوده است ؟  هر سازمانی دوست دارد که با صرف هزینه کمتر بتواند پیش از موعد مقرر سیستم را ارایه نماید ولی اگر عملکرد سیستم متناسب با انتظار نباشد ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟  سازمان پس از گذشت شش ماه و صرف یک میلیون دلار بر روی این پروژه بخصوص به چه دستاوردهایی با ارزشی دست یافته است ؟ اگر پروژه های فناوری اطلاعات به نوعی سرمایه گذاری در یک سازمان تلقی می گردند ، چه ارزش قابل اندازه گیری را نصیب سازمان خواهند کرد؟ خرید و پیاده سازی سیستم CRM چه ارزشی را برای یک سازمان به ارمغان خواهد آورد ؟ ارزش می تواند سرویس دهی بهتر به مشتریان ، فرآیندهای کسب و کار موثرتر ، کاهش هزینه ها و یا افزایش سهم خود در بازار باشد .  بنابراین موفقیت را نمی توان در قالب زمانبندی و بودجه تعریف کرد ولی می شود این موفقیت را متناسب با ارزشی که برای یک سازمان به دنبال داشته است ، ارزیابی کرد . این موضوع می تواند فشار کمتری را بر روی ذینفعان پروژه به دنبال داشته باشد تا بودجه و زمانبندی غیرواقعی را برای یک پروژه در نظر نگیرند و در مقابل بر روی ارزشی که پروژه برای سازمان ارایه می نماید ، تمرکز نمایند . چراکه ارزش پروژه ، پیام درست موفقیت پروژه است . 
  • یک رویکرد اجتماعی – فنی: در گذشته سازمان ها تلاش می کردند تا شانس موفیقت پروژه های فناوری اطلاعات را با تمرکز بر روی ابزارها ، تکنیک ها و متدلوژی های پیاده سازی فناوری اطلاعات بهبود دهند . یک رویکرد کاملا فنی ، تمام تلاش خود را بر روی جنبه های فنی کار متمرکز می نماید . کارشناسان حرفه ای فناوری اطلاعات می بایست شناخت مناسبی نسبت به کسب و کار داشته باشند و بطور هوشمندانه از فناوری ها در جهت خلق ارزش استفاده نمایند . همچنین ، مشتریان می بایست به ذینفعان یک پروژه تبدیل شوند . این بدان معنی است که آنها می بایست حضور فعالانه در این خصوص داشته باشند و جهت نیل به اهداف پروژه مشارکت نمایند . کاربرد موفق فناوری و نیل به اهداف پروژه می بایست یک مسئولیت مشترک بین پیاده کنندگان و کاربران باشد . گذشت زمانی که پیاده کنندگان چندین ماه غیب شان بزند و بعد از اتمام کار ، درب منزل کاربر را بزنند و بگویند موعد تحویل سیستم جدید است !
  • یک رویکرد مدیریت پروژه : یکی از پیشنهادات مطالعات CHAOS ، ضرورت بهتر مدیریت پروژه است . ولی مگر تاکنون ایجاد یک سیستم اطلاعاتی ، یک پروژه تلقی نمی گردید؟مگر تا کنون سازمان ها از مدیریت پروژه استفاده نمی کردند ؟ و یا مگر سازمان ها هم اینک از مدیریت پروژه استفاده نمی نمایند ؟ با این که تعداد زیادی از سازمان ها اصول و ابزارهای مدیریت پروژه را در رابطه با پروژه های فناوری اطلاعات بکار می گیرند ، ولی همچنان از رویه های ناامید کننده و بی ثبات  جهت ایجاد سیستم ها استفاده می گردد . موفقیت و یا شکست یک پروژه فناوری اطلاعات تا حد زیادی به این موضوع بستگی دارد که چه کسی عضو پروژه هست و چه کسی عضو پروژه نیست ؟ بکارگیری اصول و ابزارهای مدیریت پروژه در یک سازمان می بایست بخشی از یک متدلوژی باشد که فعالیت های مرحله به مرحله ، فرآیندها ، ابزارها ، استانداردهای کیفیت ، کنترل ها و اقلام قابل ارایه را برای تمامی پروژه مشخص می نماید . به جرات می توان ادعا کرد که موفقیت یک پروژه در وهله اول به تیم پروژه بستگی ندارد و مهم تر از آن به وجود فرآیندهای توانمند ، بالغ و زیرساخت های ضروری  بستگی خواهد داشت . بکارگیری صحیح مجموعه ای از ابزارها و کنترل ها امکان وجود یک زبان مشترک در یک پروژه و مقایسه پروژه ها را در تمامی سازمان فراهم می نماید . مدیریت صحیح و دقیق منابع ، مدیریت موارد استثناء ، مدیریت و تحلیل رقباء ، انجام کارهای درست ، به درستی از دیگر فرآیندهای مورد نیاز جهت حمایت از پروژه های فناوری اطلاعات می باشد.
  • یک رویکرد مدیریت دانش : یک رویکرد اجتماعی – فنی و تعهد به اصول و به روش های مدیریت پروژه برای موفقیت مهم هستند . تعالی در مدیریت پروژه برای یک فرد و یا سازمان مستلزم صرف زمان و تجربه است . مدیریت دانش ، یک فرآیند سیستماتیک برای به دست آوردن ، ایجاد ، آمیختن ، به اشتراک گذاشتن و استفاده از اطلاعات ، بینش و تجارب برای انتقال ایده به ارزش  برای کسب و کار است . با این که امروزه ،  تعداد بسیار زیادی از سازمان ها دارای برنامه ها  و یا طرح هایی برای مدیریت دانش می باشند  و همچنین پیش بینی می شود که صرف زمان و هزینه بر روی سیستم های مدیریت دانش روندی فزاینده داشته باشد،  ولی همچنان تعداد زیادی از سازمان ها بر این باور هستند که مدیریت دانش ، صرفا یک مد زود گذر و یک شعار است . نظر شما در رابطه با یادگیری از طریق تجربه چیست ؟ تجربه می تواند یک معلم بزرگ باشد. تجارب و دانشی که از تجارب پیشین به دست می آید ، معمولا به صورت جزیره ای و غیرمنسجم  در سازمان قرار دارند . شانس باید با شما همراه باشد اگر شما با مساله ای مواجه شوید و فرد دیگری در سازمان شما هم اینک با آن مساله و یا مساله ای مشابه با آن نیز برخورد کرد باشد . آیا جالب نیست که از وی بخواهید جهت حل مشکل خود چه کاری را انجام داده است ؟ و آیا لازم است  آن شخص نیز همان کار را مجددا انجام دهد ؟ دانش و تجربه ، در قالب درس های فراگرفته شده می توانند مستند شده و  به روش های مختلفی نظیر ویکی ها ، وبلاگ ها و مخازن به اشتراک گذاشته شده و در اختیار دیگران قرار داده شود . درس های فراگرفته شده حاوی دلایل موفقیت و یا ناکامی مستند شده در صورتی که به درستی جمع آوری و ذخیره گردند می توانند به یک دارایی ارزشمند در یک سازمان تبدیل شوند. افراد و یا سازمان هایی که از تجارب گذشته استفاده می نمایند از یک درجه پختگی و بلوغ بیشتر در اجرای فرآیندهای خود برخوردار می گردند . در خصوص مدیریت پروژه ، مدیریت دانش به شکل درس های فراگرفته شده می تواند به یک سازمان کمک کند تا به روش هایی را پیاده سازی نماید که اجازه دهد تمامی اعضاء تیم پروژه درون سازمان کارهای درست را به شیوه های درست  انجام دهند .
شکل 3 ، مهمترین عوامل موفقیت پروژه های فناوری اطلاعات را نشان می دهد .

 مهمترین دلایل موفقیت پروژه های فناوری اطلاعات
شکل 3 : مهمترین عوامل موفقیت پروژه های فناوری اطلاعات
خلاصه
 معمولا ، شروع یک پروژه با یک ایده آغاز می گردد که دارای ظرفیت و یا پتانسیل لازم جهت خلق ارزش برای یک سازمان است . شکست در تحقق یک ایده ریشه در مدیریت ناموفق یک پروژه دارد . موفقیت پروژه به شناخت عمیق ماهیت و یا جنس پروژه بستگی دارد  . اجرای موفقیت آمیز هر پروژه ، زمینه را برای بروز تغییرات در یک سازمان فراهم می نماید و  انجام موفقیت آمیز هر سفر تغییر بدون وجود یک زبان مشترک امکان ندارد.  از این رو ، آشنایی لازم  با ماهیت پروژه های فناوری اطلاعات  یک فرض همیشگی برای تمامی کارشناسان و علاقه مندانی است که دل در گرو فعالیت در این عرصه وسیع را دارند و قصد دارند از فناوری اطلاعات به عنوان یک ابزار شتاب دهنده جهت نیل به موفقیت در  کسب و کار خود استفاده نمایند و یا ستون های کسب و کار خود را بر روی فونداسیون فناوری اطلاعات قرار دهند .
در طی سه بخش مختلف سعی کردیم با ماهیت پروژه های فناوری اطلاعات بیشتر آشنا شویم . در ادامه و برای جمع بندی نهایی به برخی از موارد مهم اشاره می گردد .
  • پروژه های فناوری اطلاعات به منزله سرمایه گذاری در یک سازمان می باشند . زمانی که سازمانی یک محصول ، سرویس و یا راه حل مبتنی بر فناوری اطلاعات را ایجاد و یا پیاده سازی می نماید ، از منابع مختلفی نظیر زمان ، نیروی انسانی ، پول و ... با این امید استفاده می نماید که بتواند ارزشی را به سازمان برگرداند .
  • سازمان ها می بایست دارای یک استراتژی کسب و کار موثر برای موفقیت باشند و می توان  پروژه ها را تغییرات سازمانی برنامه ریزی شده جهت نیل به اهداف استراتژیک تلقی کرد .
  • پروژه ، یک تلاش موقت برای ایجاد یک محصول ، سرویس و یا نتیجه منحصربفرد است .
  • مدیر پروژه ، شخصی است که از طرف سازمان برای هدایت تیم پروژه جهت  نیل به اهداف پروژه انتخاب و به وی مسئولیت هایی واگذار می گردد .
  • تمامی پروژه ها دارای ویژگی های مشترکی می باشند : زمان بندی ، هدف ، مالکیت ، منابع ، نقش های پروژه ، مدیر پروژه و یا رهبر ، حامی ، کارشناسان مرتبط با موضوع ، کارشناسان فنی ، ریسک ها و فرضیات ، فعالیت های وابسته به هم ، تغییرات سازمانی و محیط سازمانی  
  • مدیریت پروژه  بکارگیری دانش ، مهارت ها ، ابزارها و تکنیک هایی برای فعالیت های پروژه به منظور تامین نیازهای پروژه است .
  • مشابه با ایده سبد سرمایه گذاری مالی ، تعداد بسیار زیادی از سازمان ها دارای یک سبد پروژه می باشند که از مجموعه ای از پروژه های مختلف تشکیل می گردد .
  • برخی از پروژه های درون سبد پروژه های سازمان ممکن است مستقل بوده و مستقیما به پروژه دیگری وابسته نباشند . برخی پروژه ها به عنوان یک برنامه مدیریت می شوند چرا که ارزش تجمیعی  یک برنامه بیش از مجموع ارزش ارایه شده توسط هر یک از  پروژه ها بطور جداگانه است .
  • مدیریت پروژه به شیوه مدرن امروزی ، از سال 1950 مطرح گردید . این رویکرد جدید شامل بکارگیری مجموعه ای از ابزارها به منظور مدیریت پروژه بود . از رویکرد فوق به تدریج توسط سایر سازمان ها استفاده گردید تا بتوانند با استناد به این رویکرد اقدام به تعریف ، مدیریت و اجرای کارها نمایند . با این امید که شانس موفقیت خود در یک پروژه را افزایش دهند .
  • مهمترین ویژگی عصر EDP یا پردازش الکترونیکی که از اوایل سال 1960 شروع شده  بود، بکارگیری سیستم های مین فریم متمرکز و یا مینی کامپیوتر در سازمان های خیلی بزرگ بود . پروژه های فناوری اطلاعات در این دوران عموما بر روی مواردی نظیر اتوماسیون تراکنش های مختلف سازمان نظیر فعالیت های حسابداری عمومی ، مدیریت انبار و زمانبندی تولید متمرکز بود . پروژه های فناور ی اطلاعات در این دوران خیلی ساختیافته بودند، بنابراین بکارگیری یک روش ساختیافته و فورموله شده می توانست در این راه به آنها کمک نماید . با توجه به این که نیازهای یک فرآیند کسب و کار نظیر سیستم حقوق و دستمزد نسبتا پایدار بود ، تغییر نیازها یک مساله اصلی نبود و اجرای پروژه های چندین ساله متداول بود .
  • در اوایل سال 1980 با عرضه کامپیوترهای شخصی توسط شرکت آی . بی .ام عصر میکرو آغاز می گردد . گسترس سریع و غیر منتظره کامپیوترهای شخصی در تعداد بسیار زیادی از سازمان ها ، سازمان ها را با این چالش جدی مواجه کرد که نیاز به مدیریت متمرکز تعداد زیادی از سیستم های اطلاعاتی وجود دارد . با توجه به عدم وجود ثبات لازم در فرآیندهای کسب و کار ، نیازها و حتی فناوری (به دلیل تغییرات سریع )، مدیران پروژه نمی توانستند زمانبندی پروژه ها را طولانی نمایند چراکه این احتمال و یا به نوعی خطر وجود داشت که با یک راه حل منسوخ شده مواجه شوند . زمانبندی پروژه ها در یک بازه زمانی کوتاهتر و توجه به نیازهای کسب و کار به صورت تعاملات افقی در هر یک از بخش های یک سازمان به یک ضرورت مهم تبدیل گردید . در همین بازه ، متدلوژی های ایجاد و پیاده سازی نرم افزار در تلاش بودند تا بتوانند چرخه توسعه را کاهش دهند. 
  • از سال 1995  ، با شبکه ای از کامپیوترها که اینترنت را در مفهوم عام امروزی شکل دادند ما قدم به عصر شبکه گذاشتیم . پروژه های فناوری اطلاعات در آن دوران ، بر روی ایجاد یک زیرساخت فناوری اطلاعات برای حمایت از شرکای تجاری کسب و کار ، شرکای استراتژیک ، تولید کنندگان و مشتریان تمرکز داشتند . زمانبندی پروژه ها و زمانی که صرف پیاده سازی راه حل های مبتنی بر فناوری اطلاعات می شد ، می بایست بگونه ای کوتاه می گردید  که بتوان یک پروژه را در عرض چندین هفته و یا ماه به اتمام رساند .
  • امروزه ، پروژه های فناوری اطلاعات از طیف گسترده ای از فعالیت های سازمانی حمایت می نمایند. از نگهداری سیستم های قدیمی گرفته تا ایجاد و پیاده سازی ایده های نوآورانه که از مزایای فناوری های در حال ظهور استفاده می نمایند.  
  • همچنان میزان موفقیت کلی تعداد زیادی از پروژه های دولتی و غیردولتی پایین است .
  •  برای چرایی  دلایل شکست پروژه های فناوری اطلاعات می توان به مواردی متعددی اشاره کرد که در چهار گروه افراد ، فرآیندها ، فناوری و سازمانی تقسیم بندی می گردند .
  •  از چهار رویکرد مختلف  ارزش محور ، فنی – اجتماعی ،  مدیریت پروژه و مدیریت دانش می توان به منظور بهبود احتمال موفقیت پروژه های فناوری اطلاعات استفاده کرد .
منابع  :

Jack T. Marchewka. Information Technology Project Management: Providing Measurable Organizational Value. 5th Edition: Wiley Publishing , 2015
Project Management Institute (PMI). A Guide to the Project Management Body of Knowledge (PMBOK Guide). 5th Edition : PMI Publishing, 2013
WWW.standishgroup.com